مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

562

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

واستوسق لك سلطانك . « 1 »

--> ( 1 ) - هانى بن عروه با شريك بن أعور بصرى هم كه از بصره با ابن زياد آمده بود ، دوستى داشت . شريك در بصره داراى شرف ومنزلت بود . هانى پيش أو رفت وأو را به خانه خود آورد وأو را در همان حجره‌اى كه مسلم بن عقيل را جا داده بود ، مسكن داد . شريك از بزرگان شيعيان بصره بود ( 1 ) وهانى را بر يارى مسلم تشويق مىكرد ومسلم هم از مردم كوفه كه پيش أو مىآمدند ، بيعت وعهد وپيمان به وفادارى مىگرفت . شريك بن أعور در خانه هانى بسختى بيمار شد وچون اين خبر به ابن زياد رسيد ، به أو پيام فرستاد كه فردا به ديدنش خواهد آمد . شريك به مسلم گفت : « هدف اصلى تو وشيعيان تو نابودى اين ستمگر است وخداوند اين كار را براي تو آسان وفرآهم ساخته است كه أو فردا براي عيادت من مىآيد . تو در پستوى اين حجره باش وچون أو پيش من آرام گرفت ، ناگاه بيرون بيا وأو را بكش وبه قصر حكومتى برو وآن را تصرف كن وهمان‌جا باش وهيچ‌يك از مردم در اين‌باره با تو ستيزى نخواهد كرد واگر خداوند به من سلامتى عنايت فرمايد ، به بصره خواهم رفت وآن‌جا را براي تو كفايت مىكنم ومردم آن را به بيعت با تو درمىآورم . » هانى گفت : « من دوست ندارم كه ابن زياد در خانهء من كشته شود . » شريك به أو گفت : « چرا ؟ به خدا سوگند كشتن أو موجب تقرب به خداوند متعال است . » شريك خطاب به مسلم گفت : « در اين كار كوتاهى مكن ! » در همين حال گفتند : أمير بر در خانه رسيد . مسلم وارد پستوى حجره شد وعبيد اللّه بن زياد نزد شريك آمد وبر أو سلام داد وپرسيد : « حالت چگونه است وچه دردى دارى ؟ » وچون پرسشهاى زياد از شريك به درازا كشيد وشريك متوجّه شد كه مسلم در حملهء خود تأخير كرده است ، آن‌چنان‌كه مسلم بشنود ، شروع به خواندن اين بيت كرد : « اينك كه فرصت به دست آمده است ، چرا به سلمى مهلت مىدهيد ؟ أو به پيمان خويش وفا كرده وهنگام فرارسيده است . » شريك پياپى اين بيت را مىخواند . ابن زياد به هانى گفت : « آيا هذيان مىگويد ؟ » هانى گفت : « آرى ! خداوند كار أمير را قرين به صلاح دارد . از صبح تاكنون پيوسته همين شعر را مىخواند . » عبيد اللّه برخاست وبيرون رفت ودر اين هنگام مسلم از پستو بيرون آمد وشريك به أو گفت : « فقط ترس وسستى تو را از انجام كار بازداشت . » مسلم گفت : « نه كه دو چيز مانع من شد . نخست اين‌كه هانى خوش نمىداشت ابن زياد در خانهء أو كشته شود . ديگر اين سخن رسول خدا كه فرموده است : « ايمان موجب خوددارى از غافلگير كشتن است ومؤمن كسى را غافلگير نمىكند وناگهان نمىكشد . » شريك گفت : « به خدا سوگند اگر أو را كشته بودى ، كار تو روبه‌راه وقدرت تو استوار مىشد . » دامغانى ، ترجمه اخبار الطّوال ، / 282 - 283 -